سلام! گفتن دوباره خودت رو معرفی کن...آخه چند بار!گفتن گنگ حرف می زنی ...آخه.... اگر در مورد من سوالی دارین بپرسین تا جواب بدم.اما باز هم معرفی خودم: اول اینکه توقع نداشته باشین تا نام خانوادگی خودم و مژده رو بگم!
من معین هستم.دانشجو. بیست و یکی و دو سال سن از خدا گرفتم . به دختری به نام مژده که از آشنایانمونه علاقه مند شدم. شخصا به روشن فکری اعتقاد دارم اما یکی از این حرف هایی که بعضی از روشنفکرا می زنن رو قبول ندارم. برای زن و مرد به یک اندازه ارزش قائلم. نماز و روزه و واجبات دین رو انجام می دم و کلا اسلام رو قبول دارم اگرچه مسلمان خوبی نیستم.در تاریخ جهان و تاریخ ایلام هیچ کسی رو به اندازه علی (ع) دوست ندارم و این حرف هم برام اصلا شعار نیست.از لحاظ خانوادگی....اعضای خانواده ما اکثرا تحصیل کردن و نداشتن تحصیلات دانشگاهی به هیچ وجه قابل قبول نیست.از لحاظ مالی هم ...وضعمون خوبه!از معمول جامعه بالاتریم.اگر امکاناتی که یک جوون هم سن و سال من باید داشته باشه رو مبایل و کامپیوتر و دسترسی به ماشین باشه از همه این امکانات برخوردارم. البته من فقر رو به دلایلی خیلی دوست دارم.
در مورد درسی هم درس هام بد نیست.اخلاقم هم بد نیست.از دروغ خیلی بدم میاد و سعی می کنم به خاطر خودم هیچ وقت دروغ نگم اما شاید یه جایی برای دفاع از کسی گفتم البته اون هم مصلحتی نه این که شهادت دروغ بدم... رفقام می گن وقتی حرف نمی زنی وحشتناک می شی چون هیچ کس نمی فهمه تو سرت چی میگذره...نمی دونم شاید راست می گن؟!.................
خب دیگه چی بگم... فکر کنم کافی باشه... دوست من جواب سوالت رو گرفتی یا باز هم بگم؟ |